راستش داشتم وبگردی میکردم که به یه بازی عجیب بر خوردم که هنوز
تو کفش موندم. گفتم این بازی رو برای نوجوونای گل وبلاگم به نمایش بزارم
تا شما هم تو کفش بمونید.
لینکش اینه:بگم چه عددی تو ذهنته؟
شما هم برید و اگه قضیشو فهمیدین به منم بگین![]()
فعلا بای بای
اومدم یه ابراز وجودی کنم و یه گپ و گقتمان صمیمی با شمای دوستای
خوشگل وبلاگیم داشته باشم.
اول از همه میخوام تو این وبلاگ وضعیت اخیر ایران رو محکوم کنم و به
عنوان یه ایرانی و به نمایندگی از طرف همه ی نوجوانان آریایی از دولت
بخوام هر چه سریعتر به این وضعیت خاتمه بده.
بعد به خانواده ندا صالحی و همه عزیزانی که در اغتشاشات اخیر که
در جمهوری اسلامی ایران رخ داد مجروح یا شهید شدن تسلیت میگم.
راستش دلم خیلی پره ولی چون کاری به سیاست ندارم ترجیح میدم
زیاد در این مورد صحبت نکنم.
بعد در مورد کنکور بگم که سالی دیگه همین موقع منه بیچاره باید
سر جلسه با ضربان قلب +۱۲ و فشار خون بسیار بالا و استرسی
عمیق که تمام وجودم رو فرا گرفته سر جلسه حاضر بشم.
دیروز معدل امتحان نهایی ام رو گرفتم. چون خوب نشدم در موردش
چیزی نمیگم![]()
از این حرف ها که بگذریم بریم سراغ یه انتقاد دیگه از عملکرد دولت
راستش بعد از انتخابات سایت کلوب.کام فیلتر شد.
نمیدونم چندنفرتون با این سایت آشنا هستین ولی خداییش موردی
نداشت که بخواد فیلتر شه. لطفا همگی با هم کلوب.کام رو جز لیست
اشتباهی فیلترینگ به دولت معرفی کنید شاید خدا فرجی کنه.
حرف زیاده هاااااا عوضش فرصت کم![]()
همتون رو به خدای بزرگ میسپارم.....................یا علی
![]()
![]()
خدانگهدار![]()
![]()
![]()

سلام دوستای خوب میعاد
خوب هستین؟؟؟
امیدوارم همتون روز طبیعت رو به خوبی به در کرده باشین.
امروز به من که خیلی خوش گذشت.
اومدم تا هم ۱۳ به در رو به شما جیگرا تبریک بگم و هم دوباره
یه خداحافظی موقت با شما دوستای خوبم بکنم.
راستش تو ایام عید مجالی رسید تا ۳ بار وبلاگم رو
آپ کنم ولی از حالا به بعد به خاطر درس هام مثل قبلا
فقط هفته ای یه بار میام کامنت چک میکنم.
راستی ازتون خواهش میکنم منو فراموش نکنید
و هر از چندگاهی بهم سر بزنین
تا وقتی کامنت چک میکنم دلم نگیره.
روز طبیعت رو به همه ی شما عزیزان تبریک میگم.
دوستتون دارم پس دوسم داشته باشین![]()
![]()
![]()
خدا حافظ ![]()
![]()
![]()
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت ...
یه لینک جالب حتما کلیک کن
سلام سلام صدتا سلام ۱۲۹۹ تا سلام![]()
خوب هستین عزیزای دل میعاد
ایشاالله که همیشه خوب باشین
میدونم عزیزانم شما هم مثل من با شروع تعطیلات هم خوشحالید
هم یه بی نظمی تو زندگیتون احساس میکنید.
قبل از اینکه بیشتر از این صحبت کنم رسما عید نوروز رو به همه ی
نوجوونای آریایی تبریک میگم و بلند شعار میدم:
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
ایشاالله همینقدری که الان خوشحالید همیشه اینقدر خوشحال باشین.
من تصمیم داشتم عید نوروز رو فقط بشینم بخونم ولی اینقدر سرگرم
تفریحاتم شدم که درس رو به کلی فراموش کردم و اینم بگم
که به هیچ وجه از اینکه تو این ایام خودمو تو خونه حبس نکردم
و قید درس رو زدم ناراحت نیستم چون به نظر من این ایام تو کل سال
فقط و فقط یه بار پیش میان و آدم نباید از دستشون بده.
با اینکه امسال به علت فوت یکی از بستگانم نشد با خانواده مسافرت
آنچنانی برم ولی بازم به نظرم خیلی خوش گذشت.
اگه بخوام بیشتر از این حرف بزنم مطمانم هم شما خسته میشین
هم من الان به کلی از کارام نمیرسم.
پس میرم و با یک تیر دو نشون میزنم : هم شما خسته نمیشید
هم من میرم به کارام میرسم.
برای همه ی شما آرزوی موفقیت میکنم و ازتون میخوام همه ی شما
نیز متقابلا برای من آرزوی موفقیت کنید. برای تیم ملی هم که فردا با
عربستان بازی داره دعا کنید تا عرب ها رو در هم بشکنیم.
دوستتون دارم/ دوستم داشته باشین
نه یعنی دوستتون دارم
و همتون رو به خدای متعال میسپارم.
![]()
![]()
بای بای![]()
![]()
![]()
دینگ*****************دینگ
سلام به همه دوستای خوب و نازنین وبلاگیم.
خوبین/خوشین/در سلامتی کامل به سر میبرین هووو.
اول از همه عید غدیر رو به همه شما خوشگل ها تبریک میگم.
راستش اصلا به خاطر همین تعطیلات ۳ روزه تونستم بعد از
مدت ها بیام و یه حالی به وبلاگم بدم.
با اینکه امتحان هام داره شروع میشه و درس هام خیلی
سنگین هستن ولی دلو زدم به دریا اومدم که
خلاصه ی خیلی خیلی کوچیکی از این مدتی که
نبودم رو براتون بگم.
اول از همه باید بگم با شروع مدارس من درس ها رو خیلی
جنگی شروع کردم و اگه همونطوری ادامه میدادم
پزشکی که سهله رتبه ام تک رقمی میشد.
ولی با عرض تاسف هنوز یک ماه بیشتر از
مدرسه ها نگذشته بود که داش میعادتون وارد حاشیه شد
و یه خورده از درس ها فاصله گرفت.
(اینکه چه حاشیه ای بماند)
بعد از اون مدت همچنان تو حاشیه قرار گرفتم تا اینکه
به اوج بحران رسیدم یعنی ۳ساعت مطالعه در هفته![]()
میدونم برای کسی که میخواد پزشکی
قبول شه این میزان مطالعه در هفته خیلی خیلی کمه
ولی چه میشه کرد یه نوجوونی تو سن و سال من
با ایده ها و تخیلاتی که در ذهن میپرورونه مستعد هست
که خیلی زود وارد هاشیه بشه.
الان که به خودم اومدم دیدم
متاسفانه چون خیلی وقت بود که درس نخونده بودم
اصلا روم نمیگرده برم طرف کتاب ها خدا کنه بتونم
برای امتحان های ترم اول خودمو جمع کنم و
معدلم رو به حدی برسونم که ازم توقع میره
بچه های خوب وبلاگی تورو خدا برام دعا کنید.
میدونم که میتونم فقط باید بخوام ولی هر کار میکنم
نمیخوام شاید عجیب باشه ولی حقیقت رو گفتم.
خوب دیگه یه خورده زیادی پرحرفی کردم ولی دلم خیلی
پر بود و احساس کردم بهترین راه برای آروم کردنم درد و دل
کردن با دوستای خوب مجازیم در اینترنت هست.
mer30
bye bye![]()
سلام به همه ی دوستای خوبم![]()
بازم میعاد توی نت بیکار شد و
تصمیم گرفت که بیاد یه خورده با دوستاش درد و دل کنه.
عزیزانم اول از همه باید به این نکته اشاره کنم که میعاد
چون امسال سال سرنوشتش هسته ومیخواد پزشکی
قبول بشه با باز شدن مدارس میخواد سفت و سخت
بچسبه به درسش و تمام تفریحاتش رو نه اینکه
بزاره در کوزه آبشو بخوره ولی باید به حداقل برسونه.
پس از دوم مهر با شروع مدارس من شاید فقط
پنج شنبه ها و روزهایی که فرداش تعطیله بیام نت
اونم به مدت حداکثر ۱ساعت نه بیشتر.
ولی شما فراموشم نکنید و برام کامنت بزارین من
هفته ای یه بار میام کامنت هام رو چک میکنم.
اینم بدونید که داش میعادتون چه باشه چه نباشه
در هر لحظه به یاد دوستای وبلاگیش هست.
دوستان عزیزم برای اینکه فاصله ها
نتونه مارو از هم دور کنه لطفا همگی در خبرنامه ی من
عضو بشن. زیاد سخت نیست بالا اسمتو مینویسی
پایین ایمیلتو. اینطوری نام و ایمیل شما پیش من
بایگانی میشه و من بعد از هر مدتی که برگشتم
لیست ایمیل های دوستای خوبمو دارم.
عزیزانی هم که مایلند میتونن منو تو یاهو ادد کنند.
دوستان برگشت دوباره ی من به وبلاگ برگشت
متفاوتی خواهد بود. اینو قول میدم اینجا رو تبدیل
به بزرگترین تفرجگاه برای نوجوانان عزیز در نت بکنم.
درضمن وبلاگ من فقط محدودیت سنی داره ولی
محدودیت مکانی نداره. یعنی اینکه شما از هر کجای
ایران هستید باشید مهم این است که نوجوانید و آریایی.
حتی نوجوان هایی ایرانی مقیم خارج از کشور رو هم
با گرمی پذیرا میباشیم.
هدف ما یک چیز است و آن اینکه تمام نوجوان های
ایرانی را در یک محفل گرم و صمیمی جمع کنیم.
این هدف فقط در صوتی میسر میباشد که شما بخواهید.
پس این وبلاگ را به دوستان نوجوانتان هم معرفی کنید.
به یاد داشته باشید که به فیلترینگ ایران و بلاگفا هیچ
حسابی نیست. شاید همین فردا بدون دلیل وبلاگ من
مسدود یا فیلتر شد. اینطوری دیگه هیچ پل ارتباطی
بین من و نوجوانان دیگر وجود ندارد. پس هرچه سریعتر
یا در خبرنامه عضو بشین یا منو در یاهو ادد کنید.
نماز روزه هاتونم قبول حق باشه.
همتونو دوست دارم و به خدای متعال میسپارم.
بــــــــــــــــــــــــــــــــــای![]()
اول از همه ماه مبارک رمضان رو به همه ی عاشقان تبریک عرض میکنم.
بعدش اینکه الان خیلی خوشحالم بالاخره وبلاگ ما بعد از مدت ها
درست شد تو این مدت خیلی براش زحمت کشیدم آخه هرکار
میکردم صفحه بالا نمیومد و لود نمیشد. بعد از کلی تلاش تونستم
عیب یابیش کنم و عیبشو برطرف کنم الانم خیلی خوشحالم![]()
کامنت فراموش نشه دوستان عزیز![]()
نماز روزه هاتونم قبول. در پناه حق بـــــــــــــــــــــــــــــای
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز با عرض معذرت
پستی که دیروز آپ کردم مورد اعتراض شدید چندتا از دوستان
واقع شد که به صورت خصوصی به من گفته بودند این کار
با قوانین ما مغایرت داره و از اینجور حرف ها من رو تحت فشار
قرار دادند و مجبور شدم که پاکش کنم و از این بابت از همه
دوستان عزیزم عذر میخوام.

دخترک آکاردئون می زند...جلوی سینمایی در... زمانی که فیلم به پایان می رسد به سمت جمعیتی می آید که بعد از دیدن فیلم قصد دارند به سمت خانه خود حرکت کنند. برخی بی توجه به او و برخی پولی به او می دهند... شاید از سر دلسوزی به خاطر اینکه راه امرار معاش یک دختر نوجوان نواختن آکاردئون در کوچه و خیابان است. از سر کنجکاوی از او در مورد زندگی اش و چرایی زندگی او به این صورت می پرسم و اینکه به عنوان یک دختر نوجوان چگونه حاضر می شود تا پاسی از شب در خیابان آکاردئون بنوازد...اما در همین گپ و گفت است که می گوید:"مرد که از خیابان و کار کردن نمی ترسد..." و پسرک مقنعه اش را در می آورد و با لحنی جدی می گوید:"زمانی که یک دختر هستم مردم برای آکاردئون زدنم بیشتر پول می دهند..." به هر حال این مرد کوچک نان آور خانه است و درآمد بیشتر نیاز او... .
به عکسی که در متن کامل میبینید توجه کنید اگر شما این خانوم را در حال چرخش در جهت عقربه های ساعت می بینید شما از سمت راست مغز خود استفاده می کنید
اگر جهت چرخش را برعکس می بینید، شما از سمت چپ مغز خود استفاده می کنید.
بعضی از مردم هر دو جهت را مشاهده می کنند. اما بیشتر مردم تنها یک جهت را مشاهده می کنند.
اگر شما سعی کنید هر دوجهت را ببینید و به این کار موفق شوید ضریب هوشی شما از 160 بیشتر است که ضریب هوشی افراد بسیار باهوش است

آقاى مدير شركت، بجاى اينكه مثل نكير و منكر از آقاى جك سين جيم بكند، يك ورقه كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
"شما در يك شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميكنيد، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يكى از آنها پير زن بيمارى است كه اگر هر چه زود تر كمكى به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست كه حتى يك بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است كه زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در كنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يك جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مى كنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى كه آقاى جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شركت در آيد.
راستى، ميدانيد آقاى جك چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه كار ميكرديد ؟؟
و اما پاسخ آقاى جك :
آقاى جك گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند
قبل از هر چیر باید به خانم درخشنده تبریک ویژه ای عرض کنم بابت این فیلم مهیجی که واقعا زندگی خیلی از نوجوان های امروزی ما را به تصویر کشید. بعدش اینکه عکس های از بازیگران این فیلم براتون تهیه کردم که امیدوارم لذت ببرین. این فیلم زیبا که در وصف نوجوانان ۱۶ ساله ساخته شده است و من هم وقتی این فیلم را دیدم ۱۶ سال داشتم تاثیر عجیبی روی من گذاشت به طوریکه چندین بار به تماشای آن پرداختم و گاهی اوقات ناخودآگاه بغضم میترکید. و حالا خدمت همه ی نوجوانان در هر رده ی سنی که هستن عرض میکنم که اگه این فیلم رو نبینی نصف عمرت فناست.البته سوژه ی این فیلم فقط برای نوجوانان میتواند لذت بخش باشد پس پس دیدن ان را فقط به نوجوان های عزیز پیشنهاد میکنم.















| باز هم در مورد این فیلم زیبا مینویسم. با ما در روزهای آینده همراه باشید. |



|
برای هر روز از ماه, گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز کنید. گفتار را چند بار تکرار کنید. دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید. با هر بار تکرار , بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر نا خود آگاه تان شود.به تدیج مفهوم کاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد که اگر بخواهید آنها را طی یک دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یکی خواهد شد.آن صفحه ای که گفتار روزتان هست طی روز باز کنید در هر فرصت آن را مرور کنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید.شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور کنید.سعی کنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب کنیدو بگذارید با ضمیر آگاهتان یکی شود.
|
![]() |





|
برای هر روز از ماه, گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز کنید. گفتار را چند بار تکرار کنید. دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید. با هر بار تکرار , بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر نا خود آگاه تان شود.به تدیج مفهوم کاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد که اگر بخواهید آنها را طی یک دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یکی خواهد شد.آن صفحه ای که گفتار روزتان هست طی روز باز کنید در هر فرصت آن را مرور کنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید.شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور کنید.سعی کنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب کنیدو بگذارید با ضمیر آگاهتان یکی شود. |
![]() |







